خرید بک لینک
انصاف نيست زير زمين يك هزار متر
دنبال يك لقمه ئ نان حلال شي
يكجا كسي برج بنامش زند و تو
در يك هزار و سيصدو ده متر چال شي
انصاف نيست مادر تو غم بغل كند
تا جيب جز خودت بشود پر هزاربار
بهر حقوقى كه چه ناچيز بود و كم
هرروز اهل خانه كند گريه زار زار
سوگند بر خداى بزرگ حقتان نبود
گرما كنيد كار و به سرما هم انچنين
كه آخر كسي شام شبش مرغ باشد و
شرمندگي براى تو باشد فقط همين
من درد ميكشم و كه احساس مي كند
زير هزار و سيصد و ده متر مرگ را
زير پر قو چه كسان خواب مي روند
حتي نديده خواب تو زير تگرگ را
انصاف نيست حق و حقوقت يكى شود
با يك نفر كه دخترش هي عطر ميزند
در زير آوار تو باشي و دخترت
بابا كنان بر جسدت چطر مي زند
هادى غريب
ي14/2/96

برچسب: نویسنده: ماهان بختیاری تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 6:36

صفحه بندی