خرید بک لینک

H

اشعار هادی غریب

فکرت مرا بیدار کرد ح

تو خودت خوابیدی و فکرت مرا بیدار کرد
از تمام زندگی یادت مرا بیزار کرد
غصه ی دوری مرا برهم عجب بسیار ریخت
تا همانجایی که آرامم فقط سیگار کرد
مدتی گفتم بخود آرام میگیرد دلم
هر چه رفته یاد چشمانت غمم بسیار کرد
خواب هایم هم به تصویر هرچه بود از تو کشید
روز بعدش هم دلم اصرار بر دیدار کرد
تو نبودی تو نبودی من چه سازم با دلم
پای خود کوبید و هی بر دیدنت اصرار کرد
او نمی فهمد که تو نه نیستی نزدیک من
آنقدر اصرار کرد آخر مرا بیمار کرد
پای من را درد تو سوی شفاخانه کشید
انگ بر دیوانگی زد دکترم تکرار کرد
درد تو درد جدایی از رخ یارت بود
این مریضی بایدت با چشم او تیمار کرد
نسخه ام پیچید و اما کو کجایی نیستی
درد دوری سینه ام از غصه صد خروار کرد
تا همانجایی که از خانه زدم هرشب برون
یاد تو نقطه شد و عشقت مرا پرگار کرد
دور یادت گشتمو هی نیمه شب خوردم زمین
نیمه شب شد یاورم غم تکیه بر دیوار کرد
سوختم هی سوختم عشقت مرا آتش کشید
چون ذلیخا شهره ی هر کوچه و بازار کرد
من کجا این حال غمگین و غمت در قلب من
این چه حالت بود عشقت با دل تبدار کرد ؟
خود کشی آمد به ذهنم وای این هم راه نیست
با خدا گفتم ببخشید عشق بر ناچار کرد
خسته گشتم ای دریغا از سر بیچارگی
پافشاری کرد دل این کار بر اجبار کرد
وای من ای دوست عشقت میکشد آخر مرا
درد تو با شعر هایم حالتی طومار کرد
من نوشتم هرچه را میخواستم اما نشد
سینه ام بسیار ابیات خودش انبار کرد
زندگی خوش بود اما اینچنین هرگز نبود
دلخوشی تا آمدم یاد تو زهر مار کرد
آری آری میکشد آخر مرا چشمان تو
برق چشمانت مرا بر گریه ها وادار کرد
هیچکس دردم نمیفهمد خدایا سخت شد
بودم اهل خنده در خانه مرا سربار کرد
رو به سوی بی کسی با سرعت صد رفتمو
عشق تو اینگونه ام از کار هم بیکار کرد
بی مروت بی وفا حالا چه سازم با دلم
لات و سردگردان شده صدکار تا هنجار کرد
کی مرا بود این همه آوارگی در طالع ام
من کجا فکرت کجا اینگونه مارا خار کرد
فکر میکردم بتو با جاده ای بی انتها
عشق آمد اینک این قلب مرا افسار کرد
می کشیدم هر کجا میخواست و یک ثانیه
لحظه ای ساکت نشد هر لحظه هم آزار کرد
عاقبت با ناله هایم سوخت قدر سوزنی
هرچی گفتم این مکن بدتر همانش کار کرد
با من بیچاره حتی خو نکردش لحظه ای
آنچه را با من نکرد صد بار با اغیار کرد
زجر دادی و همین زجرت رسیده بر قلم
شاید این اشعار مارا همچو شهریار کرد


برچسب: نویسنده: ماهان بختیاری تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 1:40

صفحه بندی