خرید بک لینک
ساقيا باده بده اين همه آزار مده
خسته ايم از از نفس افتاده دگر كار مده
عمرمان رفت به بيراهه و هى ميسوزيم
خواهشا بس بكن و غصه سربار مده
روز و شب تب و طبيبان ز مداوا عاجز
اين دم آخرمان جز نخ سيگار مده
هرورق باز ببين لوحه مجدد طي كن
بيش از اين بر قلمت چرخش و تكرار مده
زانچه كرديم و گذشت حرف نزن تازه مكن
زخم مارا نمك از خاطره ي يار مده
ما كه گفتيم به اين مسعله حساس هستيم
پس سوالى نكن و كش سر اقرار نده
خسته گشتيم ز حرفى كه نيفتاد هرگز
حال خوش رد بكن و فندك تب دار مده
بس به ماها خودمان هست تو ديگر بس كن
از زبان انقدر هى پند گوهر بار مده
بخدا درد درون دلمان پر گشته
مدتى بر لبمان حالت غمبار مده
آسمان لرزه نيفتد ز دوشب بد مستى
وعده آتشت امشب و همين بار مده
هادى غريب
١٩/٢/٩٦

برچسب: نویسنده: ماهان بختیاری تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 6:36

صفحه بندی