گم كرده ام نشان خودم داد ميزنم
از لعل لبهاى تو ميسوزد هى لبم
از من بجا مانده تمام عشق پاى تو
رو سوى ديوانگى از توست اغلبم
از ابتدا قسم سر ذلفت نمى شود
روى زبان نچرخد از احساس مطلبم
فكرم تمام حركت جسمم براى تو
مردم بدانند تويى دين و مكتبم
حال و هوايم شده ديوانه ات شدن
سمت تو مى آيم و خطى موربم
تنها دليل زندگى ام چشمهاى تو
تقسيم بر وجود تو يك عمر مظربم
هادى غريب
٨/٣/٩٦
برچسب:
نویسنده: ماهان بختیاری