خرید بک لینک
اوچه میداند که من با دوری اش تا میکنم
یاد او بی اختیار اینجا و آنجا میکنم
دستهایم بسته ام تا سر نیابد یک خطا
تا نریزد آبرویت فکر فردا میکنم

دفتری دارم که شعری را نوشتم هرورق
روی هر بیتش به اشکم خون امضا میکنم
داد و بیداد از غمت آتش کشانده سینه را
گشته ام دیوانه در هر گوشه ماوا میکنم

پیک پیک از هر شراب افتادم هر جا بی وفا
بعد تو خود را به عالم زشت معنا می کنم
هیچ کاری دست من هیچ اختیاری نیست نیست
من نفسهای خودم را بی تو حاشا می کنم

کم تورا می آورم حالم خراب و هی عذاب
با رفیقانم ندانم از چه دعوا میکنم
ای دل غافل شکستم عهد خود با زندگی
عالمی را بعد تو پایین و بالا می کنم

یاد من داری که رنگم می پرد با یاد تو ؟
از چه شد اینگونه فکر این معما میکنم
گر ز حالم بی خبر هستی بگویم الغرص
بس غمت پر درد هست این پا و آن پا میکنم

حرفهایم تیر شد عمری به قلبم بازخورد
بد گذشتی بی وفا دارم مدارا می کنم
باشد این درد تو و این سینه دلخسته ام
با همان عکست همه دردم مداوا می کنم

هادی غریب
12/6/96

برچسب: نویسنده: ماهان بختیاری تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 11:24

صفحه بندی