خرید بک لینک
افتاده بدامت دلم ای دوست و لیکن
وز عشق تو در هر مژه ام خواب ندارم
آنقدر هوایت به سرم زد که شب و روز
رفتست زکف طاقتمو صبر و قرارم
دیریست به زندان تو افتاد تمامم
جز فکر تو از هرچه و هرکس به فرارم
امید ببینی که زبانم همه اسمت
افتاده و تکرار تو هی گشته شعارم
این عشق سراسیمه رسیدست و گاهی
بر خود همه گویم که چه نامش بگمارم
مسرور حضورت شده ام آنقدر ای ماه
یک شب که نباشی بخدا زار و نذارم

یک کوه ز غم شاد شد از خاک وجودت
بی تو دگر ای جان همه دنیا به چه کارم
با تو خوش و خوشحال از این واقعه هستم
هرجا که تویی بیش شده نقش و نگارم
هادی غریب
8/5/139/8

برچسب: هادی,غریب, نویسنده: ماهان بختیاری تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 23:43

صفحه بندی