زندگانى

متن مرتبط با «جانم» در سایت زندگانى نوشته شده است

درد دلتنگی عجب دردیست جانم بر لب است

  • نیلوبلاگ

    Hاشعار هادی غریب درد دلتنگی عجب دردیست جانم بر لب است درد دلتنگی عجب دردیست جانم برلب استروزهایم مثل هر روزم پر از رنگ شب است کاش میشد روزگارم را کنارت ساخت ساختبی وفا این دردها بی تو به همراه تب است آنچه از این دل ندانستی خودت بودی و عشقانتظاری نیست از تو آسمان بی کوکب است کاش می دانستی از عمق وجودم می تکم هی به خود میپیچم از دوری نوایم یا رب است سوز سرما اوج گرما. کوه و دشتم یا که شهر پایتختم باشم اما نام تو روی لب است حال این بیچاره و درمانده ات را درک کن هرچه را میگویمت شوخیست از ا...

    ادامه مطلب